محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
23
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
نظم سرى را كه زيبندهء تاج بود * وزو تاج را قدر معراج بود بتيغش ز پيكر جدا ساختند * ز خوارى به خاك ره انداختند و از وقوع اين صورت جمعى كه پروين صفت بر اعتلاى رايت آفتاب آيت سلطنت آنحضرت اجتماع و اتفاق نموده كمال اهتمام بظهور رسانيدند مانند بنات - النعش با خاطر پريشان و حال بىسامان متفرق گشته هر يك به طرفى و هر كدام بگوشهاى همچون سها مختفى و متوارى شدند و مدلول كريمه « تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ » « 1 » ثابت گرديد و در آن سحرگاه ، برهنمونى بخت گمراه حسين بيك يوزباشى عنان اختيار مصطفى ميرزا را بدست آورده او را قهرا قهرا بدر برد و بجانب الكاى همدان و الوس بيات توجه نموده حيات ده روز را غنيمت شمرد و بعد از تفرّق و تشقّت سپاه استاجلو و اتباع كج انديشهء فتنه جو ، جمع امراى عظام و هوا خواهان نوّاب فلك مقام ، باستصواب يكديگر و استشارهء نوّاب شاهزادهء خورشيد احتجاب ، باستقلال تمام و استظهار لا كلام ، لواى عزيمت به صوب قلعهء قهقهه كه در نواحى قراداق واقعست افراختند و بتهيهء اسباب شوكت و عظمت و موجبات وصول آن آفتاب برج معدلت و نصفت بتخت فلك رفعت سلطنت پرداختند . پوشيده نماناد كه در اين نسخه هرجا اسم شاه دين پناه مذكور ميگردد شاه رضوان جاه غفران پناه شاه طهماسب مرادست . ذكر عزيمت امراى عظام و بعضى از اكابر كرام بجانب قلعه و بيان بيرون آمدن نواب همايون باهتمام بعضى از صوفيان و تابع شدن انصار خليفه . چون انتظام سلسلهء موافقان سلطان حيدر و اهتمام متابعان آن شاهزادهء خجسته سير روى باختلال آورد بنابر آنكه ارادهء ازلى و حكم لم يزلى بر طبق وقوع اين امر جريان نيافته بود بمصداق « إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ » « 2 » جمعيت
--> ( 1 ) - سورهء 3 آيهء 26 . ( 2 ) - سورهء 3 آيهء 73 .